skip to main
|
skip to sidebar
بـاران و زمـزمه
گزينه اشعار
یکشنبه
.
برف می بارید
در دیدار واپسین
او را و مر
ا
حرفی در میان نیامد
.
زمان گذشت
نگاه کردم
برف که می بارید
محو شد
آخرین ردپایش
.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
Archives
دسامبر 14 - دسامبر 21
(4)
ژوئن 1 - ژوئن 8
(2)
آوریل 20 - آوریل 27
(3)
آوریل 13 - آوریل 20
(2)
آوریل 6 - آوریل 13
(1)
Links
مهره ی سوخته
از مهربانی ِ بی دريـغ ِ جـانت - بلاگ ديگرم
ويان
گــفته بودم ديوانه ام، نگــفته بودم؟!
گویی مرا برای وداع آفریده اند
گمشده در هزارتوي كوچه هاي شلوغ
نامه هايي به خودم
خود را به چاله بياندازيد
بانوي تو
آخرين سامورايي
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر